خداروشکر کنکور هم تموم شد و امیدوارم بساط کنکورسراسری برای همیشه از خونهی ما جمع شده باشه!
با شرمندگی بر پیکره بیجان کتاب گوارشم نشستم. کتابی که قرار بود ۴ روزه مطالب مهمش خونده بشه، الان ۹ روزه که تموم نشده. این یعنی چی؟ یعنی شکست در برنامه. ناامیدم؟ معلومه که نه. ادامه میدم.
این مدت بسیار بسیار آشفته بودم. ولی الان اوکیام. نمیخوام راجبش حرف بزنم. از امروز یه آغاز تازه رو استارت زدم و افکار و نشخوارهای فکری قبلیم رو نادیده میگیرم
+تصویر مربوط به یه روزیه که تو مرکز بهداشت شماره ۶ تونستم یک ساعت درس بخونم. وقتی این عکس رو میبینم دلم میخواد هر روز بیشتر و بیشتر بخونم. باسواد باشم و روزهام رو به تلاش کردنِ بسیار بگذرونم. کاش بشه. کاش بتونم!
++کاش یه روز یکی پیدا میشد مثل معین برام میخوند:
واست بهترینهارو میخوام چون
واسه اولین بار فهمیدمت:)
برچسب:
نویسنده: memories81