دیشب بچهها با آقای پ باهام شوخی کردن.
منم برگشتم گفتم نه آقا اصن تایپ من نیست
یهو مهسا برگشت گفت تایپ؟ مگه توام تایپ داری؟
خیلی ناراحت شدم از حرفش. اولش به شوخی گفتم ناراحت شدم و اینا ولی بعدش به روی خودم نیاوردم. ولی به نظرم باید حد خودشو میدونست. اونکه مثل نون و فریم دوست صمیمیم نیست من بشناسمش. حتی اونام اینطوری بهم نمیگن. آره خلاصه حال خوبی که داشتم رو خراب کرد. بعدش دیگه رفتم رو تختم و مشغول فیلم دیدن شدم. با اینکه چندبار گفت ناراحت شدی و اینا، ولی همش گفتم نه بابا.
نمیدونم... ولش کن ذاتا آدم مهمی تو زندگیم نیست که!
برچسب:
نویسنده: memories81